سردشت :الیاس امیرحسنی
دلم تنگ است برای شهر سردشت
برای کوه و باغ و رود و گلگشت
واوان ،بی شاسب گورانگان زیبا
به یاد آغلان اشکم روان گشت
نلاس و کوچه ها و کدخدایش
برای مسجد و سرسبزی دشت
لباس کردی و شال قشنگش
به سرچاوم به زور ممنون سرِ گشت
به یاران قادری ،صالح ،عزیزی
رفیقی هم که بود اوبومی رشت
دلم خواهد که روزی باربندم
رسم بر شهر زیبا ساعت هشت
بیا الیاس بعد از قرب چل سال
تورابینم به شهرستان سردشت
+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور ۱۴۰۵ ساعت 15:26 توسط الیاس امیرحسنی
|
من یک معلم ساده ام نه می خواهم ادیب ونویسنده مشهور شوم و نه ادعایی دارم اما این کلمات در سرم وول می خورند و آرامم نمی گذارند و تنها راه فرار نوشتن است .