انشاهای من

مقاله -شعر - نثر -داستان

قطعه / الیاس امیرحسنی

دوست نداری که ببینی مرا
بگو نیایم به در خانه ات
خودت نوشتی که بیا هرکه ای
هرکه ام اما نه که بیگانه ات
نبین مرا ولی شرابم بده
من عاشقم عاشق خمخانه ات
مست و خرابم کن و اما بگو
راه دهندم به طربخانه ات
چونکه شوم شاد غزلخوان شوم
بوسه زنم بر در کاشانه ات

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اسفند 1393ساعت 20:15  توسط الیاس امیرحسنی  | 

ای گل نرگس: الیاس امیرحسنی

 
کسدیم سسیمی ای گل رخساریوه قوربان

بوندان بئله من اولموشم ای ماه بدخشان

دوستلار هاموسی آتدی منی یوخدی امانیم

دوشمانه پناهنده یم ای عالمه سولطان

آغلار گوز و غمگین دل و سینمیش اوره گیم وار

زیندانه سالوبلار منی ای صاحب دوران

هرکیمسه اوزون خلقه بویوک گوستریر آمّا

من ذرّه جه یم قالموشام اوز حالیمه حیران

هرکیمسه باشاردی بیزی ووردی یئره سالدی

گوز یولدایام اولسون سنیلن عدل نمایان

گل گل آقاجان یوخدی داها تاب و توانیم

الیاس دییئر ای گل نرگس سنه قوربان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم بهمن 1393ساعت 16:26  توسط الیاس امیرحسنی  | 

ماه من /الیاس امیرحسنی


آهسته با خیال تو 
بالا رفتم 
دستم به ابر خورد 
آسمان پر از ستاره بود 
هر ستاره ای مرا به دیگری معرفی نمود 
یک ستاره هم آشنا نبود 
نا امید و سربه زیر 
پله پله آمدم 
خسته بودم از سفر 
پاک خوابم ربوده بود 
پلک هایم که باز شد 
ماه من 
کنار من 
نشسته بود !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مرداد 1393ساعت 19:31  توسط الیاس امیرحسنی  | 

غریبه و دوست /الیاس امیرحسنی

قربان غریبه ای 

که با دیدن یک  ذرّه محبت

هرجا که نشست 

به ما

رتبه ی استادی داد 

فریاد زفامیل عزیزم فریاد 

با دیدن یک خطای کوچک ما را

دربین تمام جمعیت ضایع کرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 9:51  توسط الیاس امیرحسنی  | 

مرحوم دکتر علی شریعتی

 

 

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟

نمی خواهم بدانم کوزه گراز خاک اندامم چه خواهد ساخت؟

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد.

گلویم سوتکی باشدبه دست کودکی گستاخ وبازیگوش

و او یکریز و پی در پی

دم گرم خوشش مرا بر گلویم سخت بفشارد

وخواب خفتگان"خفته را اشفته تر سازد.

بدین سان بشکند در من

سکوت تلخ مرگبارم را.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم تیر 1393ساعت 12:13  توسط الیاس امیرحسنی  | 

به یاد مرحوم دکتر سیامک عرب / خدا رحمتش کند .

getimage.gif

getimage (3).gif

getimage (5).gif

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393ساعت 19:44  توسط الیاس امیرحسنی  | 

باران که می آید /الیاس امیرحسنی


باران که می آید

باران که می آید دلم را می نوازد

دست دعایم را به بالا می فرازد

می گویم ای یاری رسان مستغیثین

یا قاسم الجبار یا رب الصّدیقین

پروردگارا یک جهان در انتظار است

مهدی هم از اوضاع دنیا دل فکاراست

باران که می آید قنوتم در نماز است

یا ربنا اغفرلنا وقت نیاز است

یارب به چشم خیس فرزندان ایران

خورشید غایب را به این عالم بتابان

یا رب به درد سینه ی شب زنده داران

باران یک ریز عدالت را بباران

یارب به خون پاک سالار شهیدان

عمر یزیدی های عالم را بگیران (بسوزان (

باران که می آید دلم را می تکاند

چشم امیدم را به دستت می نشاند

یارب توکی حکم قیام امضا نمایی

فرمان آخر را توکی اجرا نمایی

یارب ببخشا من که گستاخی نمودم

می دانم این که بنده ی خوبی نبودم

باران که آمد این دلم رحمت طلب شد

چون راه بود از آسمان اهل رجب شد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 13:11  توسط الیاس امیرحسنی  | 

صلوات/الیاس امیرحسنی

بر فاطمه (س)مادر امامان صلوات
بر مادر شیعیان ایران صلوات
در روز تولدش خدا هم خندید 

بر کوثر پیغمبر و قرآن صلوات

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت 22:11  توسط الیاس امیرحسنی  | 

قبلت/ الیاس امیرحسنی

هر سال آمدیم و نکردی قبولمان 

امسال می رویم تو باش و کبوتران 

صد بار آمدیم زکنار تو رد شدیم 

یادم نمی رود که نکردی نگاهمان 

کو آن که گفته اند به سعی و تلاش خود 

خواهد رسید هر بشری ای برادران 

کوآن که گفته اند دری را اگر زنی 

می آید از سوی خانه جوابتان 

از پایه این در معروف کنده شد 

کس در نیامد آن که بگیرد سلاممان

آقا مدار جهان پول و رشوه است 

این بوده رسم جهان ازهمان اوان 

با پول و رشوه به مدرک توان رسید 

من دیده ام به عیان در همین زمان 

وقتی به قدرت و مکنت قدر شدی 

مردم گمان برند ،تویی صاحب الزمان (نعوذ باالله)

الیاس گفته ای که نکردی قبولمان 

ادعونی ای پسر قبلت بیا دست بوسمان 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1392ساعت 8:22  توسط الیاس امیرحسنی  | 

گروه نمایش مدرسه ی نور ایمان

img_4089.jpg

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1392ساعت 22:26  توسط الیاس امیرحسنی  | 

مطالب قدیمی‌تر