تبليغاتX
انشاهای من

انشاهای من

مقاله -شعر - نثر -داستان

یاد مدرسه

پاک کن هایی زپاکی داشتیم

یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود

برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

همکلاسی های من یادم کنید

بازهم در کوچه فریادم کنید

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود

جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می شد بازکوچک می شدیم

لا اقل یک روز کودک می شدیم

ای دبستانی ترین احساس من

بازگرد این مشق ها را خط بزن

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:32  توسط الیاس امیرحسنی  | 

ای باغبان نگاه های خسته ی من دوستت دارم //الیاس امیرحسنی/ به مناسبت هفته ی معلم

گفته اند : معلّم باغبان است . باغبان تخم گل و سبزه می کارد و معلم تخم تفکّر و اندیشه . باغبان نهال می کارد و معلّم انسان می سازد . باغبان مراقب است تا باغ به ثمر نشیند و معلم مراقب است تا انسان به کمال برسد . مبادا گلی بپژمرد که دل باغبان می پژمرد .

سپاس تورا ای معلّم که تخم پاکی می کاری و درود برتو که در انتظار میوه ی سرافرازی و سعادتمندی می نشینی .

گفته اند : معلّم چراغی است گیتی فروز . معلّم شمعی است که خود می سوزد و به جامعه روشنی می بخشد .گفته اند : معلّمی شغل نیست عشق است هنر است . وقتی نقّاش با افسون رنگ ها تو را محو تماشا می سازد . وقتی خطّاطی با حرکت سرانگشتانش تو را به جادوی حروف معتقد می سازد وقتی شاعری کلمات را به رشته ی نگارش می کشد . ای معلّم دستان تو حروف آب و آزادی را می نگارد و نغمه ی انسانیّت و وفاداری سر می دهد . وقتی وجودم با آواز اندیشه هایت به پرواز در می آید ،همه را محو تماشای انسانی می بینم که یزکّیهم و یعلّمهم الحکمه گشته است . ای معلّم تورا سپاس که بارش اندیشه ات ، موفّقیّت را به جلوه می آورد و انسان را خلیفه ی الهی می نماید بگذار آنان که به مقام و منصبی رسیده اند ندانند که بذر وجودشان را چه کسی شکوفا نموده است ؟

معلّم عزیزم تورا دوست دارم . مرا ببخش که تا بیایم تو را بشناسم و به سحر کلماتت پی ببرم دیگر سن و سالم گذشته است و دیگر دیر شده است . پس بگذار فقط دوستت بدارم ای باغبان نگاه های خسته ی من
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 22:28  توسط الیاس امیرحسنی  | 

کودکی ما/وبلاگ ......مارال


اولین روز دبستان بازگرد

 کودکی ها شاد و خندان باز گرد

بر سوار اسب های چوبکی

باز گرد ای خاطرات کودکی

خاطرات کودکی زیباترند

یادگاران کهن مانا ترند

درسهای سال اول ساده بود

 آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس

روبه مکار و دزد و چاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است

سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود

فیل نادانی برایش موش بود

با وجود سوز و سرمای شدید

ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم

ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم

یک تراش سرخ لاکی داشتیم

 کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود

 برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

همکلاسیهای درد و رنج و کار

 بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد

کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود

جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک می شدیم

لااقل یک روز کودک می شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش

یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یادت به خیر

یاد درس آب و بابایت به خیر

ای دبستانی ترین احساس من

بازگرد این مشقها را خط بزن....:-


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 8:6  توسط الیاس امیرحسنی  | 

انشای زیبایی از دانش آموزم مهدی راسخ / ای کاش ...

 

ای کاش عدالت سراسر جهان را فراگرفته بودوخبری از حکومت های ظالمانه و زور گو نبود . ای کاش علم و دانش آن چنان شکوفا شده بود که تمام پیشرفت های بشر در طول تاریخ برابر آن ناچیز بود . ای کاش کسی از بیماری های ناشناخته نمی مرد . ای کاش دیگر داد گاه ها و زندان ها شلوغ نبود . ای کاش فهم انسان ها ان قدر رشد کرده بود که کمتر دیده می شد کسی به حقوق دیگران دست درازی کند . ای کاش انسان مستمندی در کوچه و خیابان پیدا نمی شد . ای کاش حضرت مهدی (ع) زودتر ظهور کند تا کسی به دیگری زور نگوید و ای کاش مردم همه ی زمان ها اکنون این جا بودند و با شادی و خوشبختی کنا ر هم زندگی می کردند .

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1390ساعت 19:53  توسط الیاس امیرحسنی  | 

شعر جدید / الیاس امیرحسنی


معده ام دائم عذابم می دهد

بد جوری پیچ و تابم می دهد

رفته بودم دی در آندوسکوپی

دکتر این گونه جوابم می دهد

دارد این معده اسپاسم شدید

داروی ضدّ حبابم می دهد

علّت دردش زاعصابت بود

 چند عدد هم قرص خوابم می دهد

چونکه با نادان سرو کارت فتاد

باش راحت، قند و آبم می دهد

بهر نادانی این ها غم مخور

ورنه می میری عتابم می دهد

کاش همکاران ما سالم بوند

کارشناسی سکّه ی بانک شتابم می دهد

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 18:9  توسط الیاس امیرحسنی  | 

صدای دانش آموزم امیر رضا رحیمی هنگام قرائت قرآن

http://www.up98.org/upload/server1/01/a/dcy705s54zx86k4jcam9.amr

[URL=http://www.up98.org/][IMG]http://www.up98.org/upload/server1/01/a/dcy705s54zx86k4jcam9.amr[/IMG][/URL]

آپلودسنتر آپ98

از لینک های فوق می توانید صدای ایشان را دانلود کنید .

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 20:6  توسط الیاس امیرحسنی  | 

صدای دانش آموزم امیر رضا رحیمی هنگام قرائت قرآن

http://www.up98.org/upload/server1/01/a/dcy705s54zx86k4jcam9.amr

[URL=http://www.up98.org/][IMG]http://www.up98.org/upload/server1/01/a/dcy705s54zx86k4jcam9.amr[/IMG][/URL]

از لینک های فوق می توانید صدای ایشان را دانلود کنید .

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 20:4  توسط الیاس امیرحسنی  | 

صدای دانش آموزم محمد امین تازیک هنگام قرائت قرآن

http://www.up98.org/upload/server1/01/a/7qthk16um3bkrxg6m219.amr

باتشکر از آپلودسنتر آپ98 برای میزبانی رایگان عکس

[URL=http://www.up98.org/][IMG]http://www.up98.org/upload/server1/01/a/7qthk16um3bkrxg6m219.amr[/IMG][/URL]

از لینک های فوق می توانید صدای ایشان را دانلود کنید.

آپلودسنتر آپ98
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 19:48  توسط الیاس امیرحسنی  | 

انشای برگزیده: از خدا خواهیم توفیق ادب / از دانش اموزم حسین فعله گری


در میان موجودات ، تنها موجودی که خداوند اورا جانشین خود قرار داد انسان بود و از او تعهّد گرفت که برای رسیدن به کمال یعنی رسیدن به خدا باید مراقب اعمال خود باشد و با عمل صالح و انجام کارهای نیک به مقام قرب الهی برسد .

انسان در اجتماع و روابط خود با مردم باید اعمال و رفتار خود را کنترل کند . طوری رفتار کند که باعث آزار و اذیّت دیگران نشود ، رعایت عفّت کلام در صحبت کردن با مردم و رفتار پسندیده ادب نامیده می شود . دین زرتشت که دین قدیم مردم ایران بوده به سه موضوع توجّه خاص داشته و در حقیقت شعار پیروان آن بوده است که عبارتند از : پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک .

پیامبر اسلام هدف خود را از دعوت به دین چنین بیان می کند : اِنّی اُتمم لمکارم الاخلاق یعنی من برای تکمیل اخلاقیات بر انگیخته شده ام . اخلاق همان رفتار پسندیده ای است که ما باید آن را یاد بگیریم و به آن عمل نماییم . اخلاق هرکس نشان دهنده ی ادب اوست و ادب همان شخصیّت انسان است . یعنی دیگران از رفتار انسان پی به شخصیّت انسان می برند و در مورد او قضاوت می کنند .

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 10:3  توسط الیاس امیرحسنی  | 

عشق استاد/برگرفته ازوبلاگ مدرسه ی شهید بهمن محمدی کرمانشاه


   استاد دانشگاهي از دانشجويان رشته‌ي جامعه شناسي خواسته بود تا به کوچه پس کوچه‌هاي کثيف و پر جمعيت بالتيمور بروند و سوابق ‌٢٠٠ پسر نوجوان را گرد آورند . سپس از آنها خواسته بود که نظر و ارزيابي خود را درباره‌ آينده‌ همان نوجوانان در گزارشي به رشته‌ تحريردرآورند . مضمون گزارش همه‌ دانشجويان چنين بود : " هيچ شانسي ندارند. "!  ‌٢٥ سال پس از آن استادي ديگر از همان دانشگاه ضمن برخورد با مدارک و بررسي‌هاي اين تحقيق از دانشجويان خود مي خواهد تا مساله را پيگيري کنند و ببينند چه بر سر آن ‌٢٠٠ نوجوان آمده است . دانشجويان دريافتند به استثناي ‌٢٠ پسري که مرده يا به محل‌هاي ديگر رفته بودند ، ‌١٧٦ نفر از ‌١٨٠ نفر باقيمانده در شغل‌هاي نسبتا خوبي چون وکالت ، پزشکي و تجارت مشغول به کار هستند. استاد متعجب مي‌شود و تصميم مي‌گيرد موضوع را تا اخذ نتيجه‌ نهايي پيگيري کند . همه‌ اين مردان در منطقه‌ تحقيق به سر مي‌بردند و ازين رو براي استاد اين امکان وجود داشت تا تک تک آنان را ملاقات کرده و بپرسد : "علت موفقيت شما چه بوده است ؟ " در هر مورد ، اين پاسخ پر احساس را شنيده بود که " : يک معلمي داشتيم که..." معلم هنوز در قيد حيات بود ، لذا استاد توانست وي را که حالا ديگر کاملا پير شده بود ، ولي هنوزهشياري و ذکاوت از سکناتش مي‌باريد پيدا کند و فرمول سحر آميزش را که به وسيله آن توانسته بود اين بچه‌هاي کوچه پس کوچه‌هاي کثيف پايين شهر را به چنان موفقيت‌هايي برساند ، بپرسد. چشمان معلم از شنيدن اين سوال برق زده بود و لبانش به لبخندي ملايم به حرکت در آمده بود که : " خيلي ساده است ، من از صميم قلب به يکايک آن بچه‌ها عشق مي ورزيدم ."
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 8:58  توسط الیاس امیرحسنی  |